خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





برادرم چه گفت

    برادر عزیزی دارم که دبیر هنرستان است. در طی سالهای اندک کار وفعالیتش ،پیشرفت خوبی داشته و این نشان از توانایی بالای او دارد .برادرم بر خلاف خواهرش فردی صبور و خوش بین است و با گذشت و خوش اخلاق بودنش زبان زد اطرافیان است .

    این مقدمه را گفتم تا به مکالمه ای بین خودم و برادرم بپردازم .

    گفت : دانش آموزی به اسم داریوش داری؟

    گفتم : آره چطور ؟

    گفت: پدرش با من همکاره.

    گفتم : خیلی خوش چهره است . و خیلی هم درسخوان و باهوش.

    گفت: دانش آموزی به اسم امیرپارسا هم داری؟

    گفتم: بله ! وااای ! خیلی درسش ضعیف  است . فکر نکنم تا کلاس پنجم بتونه درس بخونه...

    برادرم نگاه تندی به من کرد وگفت:

    چی میگی؟چطور به خودت اجازه میدی درباره بچه ها قضاوت کنی؟ تو از کجا می دونی که در آینده چه اتفاقاتی می افته ؟ بعضی از این بچه ها تازه در دوران راهنمایی و دبیرستان از خواب بیدار می شن و تبدیل می شن به بهترین دانش آموزان . بعلاوه کسانی که خودشون در اون مقطع متوجه اهمیت درس خواندن می شن،انگیزه هایی دارند که کسی نمی تونه جلوشون رو بگیره.از طرفی اگر یه بچه دوازده ساله ،وقتش رو توی مدرسه نگذرونه ..کجا بگذرونه؟

    برادرم گوشه ای از مغز من را روشن کرد. یک چراغ به دستم داد .از فردا امیر پارسا دیگر ،برایم امیرپارسا نیست.امیر پارسا باید درمدرسه باشد. چون این مدرسه برای امیرپارسا هم ساخته شده است . و من حق ندارم به خاطر خودخواهی خودم و یا مولفین و اجبار به خاطر یادگیری مطالبی که تنها یک سری قرارداد هستند ،امیرپارسا را محکوم به خارج شدن از جمع همسالان کنم . همه  دانش آموزان ما،اعم از ضعیف و قوی حق دارند در مدرسه باشند.بازی کنند ولذت ببرند.شاید آنها امروز حروف الفبا را نشناسند ،شاید فردا حروف الفبا را نشناسند.ولی آنها نهایتا درسالهای آینده حروف را خواهند شناخت .خواهند توانست جمع و تفریق های مورد نیاز زندگی روزمره را انجام بدهند.به گفته ی برادر مهربانم ،شاید بعضی از آنها در آینده بفهمند که ارزش درس خواندن چیست؟بهرحال همه آنها برای اینکه بتوانند در آینده انسان موفقی باشند (شاید این انسان موفق پزشک باشد، شاید معلم باشد،شاید خلبان باشد،شاید کارمند باشد ،و شاید کارگر باشد ) نیاز دارند که خودشان را دوست بدارند .نیاز دارند که بتوانند ازعهده افراد زور گو بربیایند . نیاز دارند که سعه صدر داشته باشند و با افراد دیگر کنار بیایند .آنها نیاز دارند بتوانند توانایی های خود را ابراز کنند. حتی برای انجام دادن کارهای پیش پا افتاده نیز،خلاقیت خود را به کار گیرند.

    برادرم به من یاد داد که حق ندارم باعث فرار دانش آموزی از مدرسه بشوم. حق ندارم باعث دلسرد شدن و تنفر کسی از مدرسه بشوم. من در قبال کاری که می کنم ،حقوق می گیرم و مدرسه مال  من نیست که کسی را از آن برانم .

    به گذشته ام که نگاه کردم ،دیدم قبل از گفتن برادرم نیز این چنین بودم.ولی این کار را با بد بینی انجام میدادم .همیشه دانش آموزان ضعیف را به استمرار تحصیلات تشویق کرده بودم ولی در انتهای قلبم ،گفته بودم شاید این دانش آموز تا کلاس پنجم بیشتر نتواند ادامه بدهد.ولی حالا کمی خوش بینانه تر به این قضیه نگاه میکنم . شاید روزی این ها هم از خواب غفلت بیدار بشوند.

     


    این مطلب تا کنون 3 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : دانش ,دارند ,مدرسه ,شاید ,برادرم ,آینده ,نیاز دارند ,دانش آموزی ,دانش آموزان ,ندارم باعث ,مدرسه بشوم ,
    برادرم چه گفت

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر